«مراد» يا «لالو» پسر كوچكي است كه توان تكلّم ندارد، مادرش را در بدو تولد و پدر را بر اثر حادثهای در روستا از دست ميدهد و با مادر بزرگ خود «عجب دایزا» زندگي ميكند. روستاي محل اقامت مراد دچار اعتقادات خرافي نادرستي است كه بر اثر جهل مردم و دامن زدن پيرزني به نام «چچو» به فرهنگ عمومي مردم رسوخ كرده است و تلاشهاي شخصيتهاي آگاه مقابل او از جمله «قلیچ» براي مبارزه با افكار خرافي او مؤثر نيست. اين خرافات گريبانگير مراد و پدر بزرگ او «عاشيق آيدين» هم ميشود و هر يك را به نوعي آزار داده و از جامعه منزوي كرده است. اين نوه و پدر بزرگ كه هرگز يكديگر را نديده بودند بر اساس وقوع اتفاقات هيجانانگيزي به هم ميرسند و پدر بزرگ موفق ميشود ميراث ارزشمند خود را به نوة كوچكش انتقال دهد و با كمك اين ميراث گرانقدر مراد را به شخصيتي دوستداشتني و مقبول براي مردم روستا مبدل ميكند و با قلب مهربان و رفتارهاي انساني خود آيندة او را متحوّل و مردم روستا را بيدار ميسازد.
لحن نویسنده در كتاب صمیمی و زبان او روان و خوشفهم است، اما به كار بردن ضربالمثلها و جملات محلي كه اغلب بدون پانوشت آمده است فهم برخي از اين اصطلاحات را دشوار ميسازد.
نويسنده: يوسف قوجق
ناشر: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
تعداد صفحات: 102
برچسب: لالو,
نویسنده: امیر جعفری